شيخ حسين انصاريان

97

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

بودند ، مانند محمد بن ابى عمير ثقهء جليل القدر كه از فضل بن شاذان روايت شده كه گويد : به عراق رسيدم و ديدم كسى رفيق خود را سرزنش مىكند و مىگويد : تو مرد عايله‌دارى هستى و براى معيشت آنان به كسب و كار نياز دارى و من بيم آن دارم كه بر اثر طول سجده‌هايت نور چشمت از دست برود . چون اين‌گونه فراوان سخن گفت ، فرياد زد : مرا فراوان سرزنش كردى ، واى بر تو ! اگر چشم كسى در اثر سجده از دست مىرفت . هر آينه چشم ابن ابى عمير از دستش رفته بود ، چه گمان دارى به مردى كه پس از نماز صبح به سجده شكر مىرفت ، پس برنمىداشت مگر به هنگام ظهر . فضل گويد : نزد محمد بن ابى عمير رفتم ديدم به سجده است ، پس سجده را طولانى كرد ، چون سرش را برداشت و فضل طولانى شدن سجده را تذكر داد ، گفت : اگر جميل دراج را مىديدى چه مىكردى ؟ مىگويد : به نزد جميل دراج رفتم ، او را در سجده يافتم ، سجده‌اش را طولانى نمود ، چون جميل سر از سجده برداشت ، گفتم : محمد بن ابى عمير مرا گفته كه سجده را طولانى مىكنى ، جميل در جواب گفت : اگر معروف بن خرَّبوذ را مىديدى چه « 1 » ؟ عارف و اصل مرحوم حاج ميرزا جواد ، ملكى مىگويد : مرا شيخى بود بزرگوار ، عامل و عارف كامل كه من مانند او را در مراتبى كه گفته شد ، نديده‌ام ، از او پرسيدم كه در اصلاح و جلب معارف چه عملى را به تجربه رسانده است ؟ او گفت : من عملى را در اين كه گفتى مؤثرتر نديدم از اين كه در هر شبانه‌روزى

--> ( 1 ) - مستدرك الوسائل : 5 / 156 ، باب 7 ، حديث 5550 .